السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

111

تفسير الميزان ( فارسي )

آن بهره مند نگردند ، علاوه بر اين ، مرحوم طبرسى دعا را مختص به حال بعد از مرگ پدر و مادر دانسته ، و حال آنكه آيه شريفه مطلق است . * ( « رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صالِحِينَ فَإِنَّه كانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُوراً » ) * . سياق آيات حكم مىكند كه اين آيه نيز متعلق به مطالب آيات قبل ( در باره پدر و مادر ) باشد ، بنا بر اين بايد گفت اين آيه ، متعرض آن حالى است كه احيانا از فرزند حركت ناگوارى سر زده كه پدر و مادر از وى رنجيده و متاذى شده‌اند ، و اگر صريحا اسم فرزند را نياورده و اسم آن عمل را هم نبرده ، براى اين بوده است كه بفهماند همانطور كه مرتكب شدن به اين اعمال سزاوار نيست ، بيان آن نيز مصلحت نبوده و نبايد بازگو شود . پس اينكه فرمود : * ( « رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما فِي نُفُوسِكُمْ » ) * معنايش اين است كه پروردگار شما از خود شما بهتر مىداند كه چه حركتى كرديد و اين مقدمه است براى بعدش كه مىفرمايد : * ( « إِنْ تَكُونُوا صالِحِينَ » ) * و مجموعا معنايش اين مىشود كه اگر شما صالح باشيد و خداوند هم اين صلاح را در نفوس و ارواح شما ببيند ، او نسبت به توبه كاران آمرزنده است . و در جمله * ( « فَإِنَّه كانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُوراً » ) * كلمه « اوابين » به معناى برگشت كنندگان به سوى خداست كه در هر گناهى كه مىخواهند انجام دهند به ياد خدا افتاده و بر مىگردند . و اين تعبير از قبيل بيان عام در مورد خاص است . و معنايش اين است كه اگر شما صالح باشيد و خداوند هم اين صلاح را در روح شما ببيند و شما در يك لغزشى كه نسبت به والدين خود مرتكب شديد به سوى خدا بازگشت كرده و توبه نموديد ، خداوند شما را مىآمرزد ، براى اينكه او همواره در باره اوابين ( و بازگشت كنندگان ) غفور و بخشنده بوده است . * ( « وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ » ) * . در مباحث گذشته در نظائر اين آيه شريفه مطالب مربوط به آن گذشت ، و از همين آيه معلوم مىشود كه انفاق به ذى القربى و مسكينان و در راه ماندگان از احكامى است كه قبل از هجرت واجب شده است ، براى اينكه اين آيه مكى است و در سوره مكى قرار دارد . * ( « وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَكانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّه كَفُوراً » ) * . صاحب مجمع البيان فرموده است « تبذير » به معناى پاشيدن با اسراف است ، و در واقع از بذر افشانى گرفته شده است ، منتهى فرقى كه با آن دارد اين است كه افشاندن در آنجا به منظور استفاده است و در اسراف به منظور افساد ، و به همين جهت در هر جا كه به منظور